حکمت اسلامی

حکمت اسلامی

بررسی تحلیلی هندسه فلسفه سیاسی در اندیشه ابونصر فارابی: با نگاهی بر آراء او در باب حکومت، حقوق و حکمرانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانش‌آموخته درس خارج حوزه علمیه قم
2 استاد سطوح عالی و خارج حوزه علمیه قم
چکیده
اندیشه سیاسی ابونصر فارابی یکی از کامل‌ترین نظام‌های فلسفی در سنت اسلامی است که در آن سیاست، حقوق و حکمرانی در قالب منظومه‌ای غایت‌مدار تبیین می‌شوند. این پژوهش بررسی می‌کند که آیا می‌توان در آثار فارابی از «نظام حقوقی» سخن گفت و در صورت امکان، این نظام چه مبانی و ساختاری دارد و چگونه با حکومت فاضله پیوند می‌یابد. مطالعه توصیفی– تحلیلی آثار اصلی فارابی نشان می‌دهد که هرچند او اصطلاح «نظام حقوقی» را به‌کار نمی‌برد، نظریه‌اش واجد مؤلفه‌های کامل یک دستگاه حقوقی است؛ از جمله حقوق طبیعی به‌عنوان بنیاد عقلانی قانون، وحی و سنت‌های الهی به‌عنوان منبع تشریع، و سعادت نهایی به‌عنوان غایت نظم حقوقی. در این نگاه، قانون صرفاً ابزار اداره نیست، بلکه وسیله هدایت اخلاقی و تعالی عقلانی جامعه است. همچنین مشروعیت حکومت، بر حکمت و عدالت استوار است و تحقق مدینه فاضله بدون مشارکت و تربیت شهروندان ممکن نمی‌شود؛ ازاین‌رو می‌توان از «هندسه حکمرانی فاضله» سخن گفت.
اندیشه سیاسی ابونصر فارابی یکی از کامل‌ترین نظام‌های فلسفی در سنت اسلامی است که در آن سیاست، حقوق و حکمرانی در قالب منظومه‌ای غایت‌مدار تبیین می‌شوند. این پژوهش بررسی می‌کند که آیا می‌توان در آثار فارابی از «نظام حقوقی» سخن گفت و در صورت امکان، این نظام چه مبانی و ساختاری دارد و چگونه با حکومت فاضله پیوند می‌یابد. مطالعه توصیفی– تحلیلی آثار اصلی فارابی نشان می‌دهد که هرچند او اصطلاح «نظام حقوقی» را به‌کار نمی‌برد، نظریه‌اش واجد مؤلفه‌های کامل یک دستگاه حقوقی است؛ از جمله حقوق طبیعی به‌عنوان بنیاد عقلانی قانون، وحی و سنت‌های الهی به‌عنوان منبع تشریع، و سعادت نهایی به‌عنوان غایت نظم حقوقی. در این نگاه، قانون صرفاً ابزار اداره نیست، بلکه وسیله هدایت اخلاقی و تعالی عقلانی جامعه است. همچنین مشروعیت حکومت، بر حکمت و عدالت استوار است و تحقق مدینه فاضله بدون مشارکت و تربیت شهروندان ممکن نمی‌شود؛ ازاین‌رو می‌توان از «هندسه حکمرانی فاضله» سخن گفت.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

An Analytical Examination of the Geometry of Political Philosophy in the Thought of Abū Naṣr Fārābī: With a Focus on His Views on Government, Law, and Governance

نویسندگان English

Nima Norouzi 1
Hossein Radaei 2
1 Graduate of the Advanced Level Studies (Dars-e-Kharej), Qom Seminary.
2 Professor of Higher and Advanced Level Studies (Dars-e-Kharej), Qom Seminary.
چکیده English

The political thought of Abū Naṣr Fārābī constitutes one of the most comprehensive philosophical systems in the Islamic tradition, in which politics, law, and governance are articulated within a teleological framework. This study examines whether it is possible to speak of a “legal system” in Fārābī’s works and, if so, what foundations and structure such a system possesses and how it is connected to the virtuous government. A descriptive-analytical study of Fārābī’s original works shows that, although he does not employ the term “legal system,” his theory contains all the essential components of a legal framework. It includes “natural rights” as the rational foundation of law, “revelation and divine traditions” as the source of legislation, and “ultimate felicity” as the goal of the legal order. From this perspective, law is not merely an instrument of administration; rather, it serves as a means of moral guidance and the intellectual advancement of society. Furthermore, the legitimacy of government rests upon wisdom and justice, while the realization of the virtuous city (al-madīna al-fāḍila) is not possible without the participation and education of its citizens. Accordingly, it is possible to speak of the “geometry of virtuous governance.”

کلیدواژه‌ها English

Fārābī
Political Philosophy
Philosophy of Law
Governance
Virtuous City
  1.         ابراهیمی دینانی، غلامحسین (۱۴۰۲). ‌از محسوس تا معقول. چاپ چهارم. تهران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
  2.         افلاطون (۱۳۸۰). جمهوری (ج۲). ترجمه محمدحسن لطفی. چاپ سوم. تهران: خوارزمی.
  3.         جوهری، إسماعیل بن حمّاد (۱۴۰۷ق). ‌الصحاح فی اللغة (ج۱). چاپ چهارم. بیروت: دارالعلم للملایین.
  4.        دانش‌شهرکی، محمدرضا؛ واعظی، سیدمجتبی (۱۴۰۴). «نظریه دولت نزد فارابی در پرتو مفهوم علم مدنی». فصلنامه دانش حقوق عمومی، ۱۴(3)، ص76–53.
  5.        داور، محمدمهدی (۱۴۰۲). «مجازانگاری استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی با استفاده از نظریه فارابی درباره حقوق طبیعی و سعادت». تمدن حقوقی، ۶(۱۸)، ص200–195.
  6.         دلپذیر، جواد. (1399). «چیستی حکمت عملی و جایگاه آن در طبقه‌بندی علوم با تکیه بر آراء فارابی». حکمت اسلامی, 7 (25), ص140-121.
  7.         دیباجی ‌فروشانی، شکوه؛ جمشیدی‌ها، غلامرضا (۱۳۹۴). «مفهوم عدالت از منظر فارابی و ابن‌خلدون». نظریه‌های اجتماعی متفکران مسلمان، ۵(۱)، ص104–81.
  8.         راغب اصفهانی، حسین بن محمد (۱۴۱۲ق). المفردات فی غریب القرآن. بیروت: دارالعلم الدارالشامیة.
  9.         شکرنیا، محسن؛ جوانپور هروی، عزیز؛ نصیری‌حامد، رضا (۱۴۰۲). «نقش سیاسی و اجتماعی مردم در تحقق حکومت مطلوب در اندیشه فارابی». فصلنامه تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران، ۲(۴)، ص359–336.
  10.         فارابی، محمد بن محمد (۱۴۰۵ق). فصول منتزعه. تحقیق فوزی متری تجار. تهران: مکتبة الزهراء.
  11.         ـــــــــــــــ (۱۹۸۶م). الملة. تحقیق محسن مهدی. بیروت: دارالمشرق.
  12.         ـــــــــــــــ (۱۹۹۵م). آراء أهل المدینة الفاضلة و مضاداتها. تحقیق علی بوملحم. بیروت: دارالمکتبة الهلال.
  13.        ـــــــــــــــ (۱۹۹۶م). إحصاء العلوم. بیروت: مکتبة الهلال.
  14.         ـــــــــــــــ (۱۹۹۶م). السیاسة المدنیة. ترجمه سیدجعفر سجادی. بیروت: مکتبة الهلال.
  15.         ـــــــــــــــ (بی‌تا). التنبیه علی طریق السعادة. تحقیق جعفر آل‌یاسین. بیروت: دار المناهل.
  16.         فلاح‌نژاد، اکبر؛ حسینی، سیدعبدالرحیم؛ فلاح‌زاده، علی‌محمد (۱۳۹۹). «حق طبیعی در اندیشه فارابی». فلسفه دین، ۱۷(۱) ، ص48–23.
  17.         کرد فیروزجایی، یارعلی؛ تقی‌زاده طبری، محمدصادق (۱۳۹۱). «نسبت حکمت و حکومت از دیدگاه افلاطون و فارابی». آیین حکمت، ۴(۱۳)، ص93–67.
  18.        کوچنانی، قاسمعلی؛ داور، محمدمهدی؛ صادقی، ریحانه (۱۴۰۳). «یکسان‌انگاری فلسفه سیاسی و فقه سیاسی در فلسفه فارابی». تاریخ فلسفه اسلامی، ۳(۱۲)، ص30–5.
  19.         کیخا، نجمه (۱۴۰۲). «ارتباط حکمرانی و فلسفه سیاسی در آرای فارابی». فصلنامه تحقیقات بنیادین علوم انسانی، ۹(۳)، ص70–57.
  20.         گیاهی، علیرضا؛ صفاری، جمشید؛ موسی‌زاده، ابراهیم (۱۳۹۴). «اصول حقوق عمومی در اندیشه فارابی». اندیشه‌های حقوق عمومی، ۵(۱)، ص67–55.
  21.         مسعودی، جهانگیر؛ شمسی، جواد . (1396). «اتصال حکمت و شریعت: بررسی تطبیقی آرای فارابی و ابن‌رشد درباره نسبت فلسفه و دین». حکمت اسلامی، 4 (14))، ص86-61.
  22.         مطهری، مرتضی (۱۳۷۴). آشنایی با علوم اسلامی (ج۵). چاپ سوم. تهران: صدرا.
  23.        مفتونی، نادیا؛ نوری، محمود (۱۳۹۷). «بررسی تطبیقی نظریه فارابی و بوعلی سینا پیرامون هدفمندی هنر و کارکرد سرگرمی، شگفتی و لذت در آن». حکمت سینوی (مشکوة الأنوار)، ۲۲(۵۹)، ص۲۷–۴۰.
  24.         مقدم، قاسم؛ محمدی آشیانی، محمدرضا (1396). «ابتنای مدینه فاضله فارابی بر اصالت «انسان متصل به وحی»». حکمت اسلامی، 4 (12)، ص70-51.
  25.           Crone, P. (2003). “What was Al-Fārābī’s ‘Imamic’ constitution?” Arabica, 50(3), 306–321. https://doi.org/10.1163/157005803771048248
  26.         Khan, M. A. Moqtader. (2015). Islam and Good Governance: A Political Philosophy of Ihsan. New York: Palgrave Macmillan.
  27.         Satershinov, V., & Khumarkhan, Zh. (2021). “The concept of Shariah in Al-Farabi’s philosophy.” Vestnik KazNU, Series Religion Studies, 25(1), 11–18. https://doi.org/10.26577//EJRS.2021.v25.i1.r2
  28.  

  • تاریخ دریافت 31 تیر 1404
  • تاریخ بازنگری 28 مهر 1404
  • تاریخ پذیرش 16 آذر 1404