معیار در تمایز وجودی قوای ادراکی و تاثیر آن در هویت وجودی قوه واهمه انسان از منظر ابن سینا و ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه باقرالعلوم

2 دانشیار و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی

چکیده

بررسی تحلیلی آموزه­های فلسفی ابن­سینا و ملاصدرا نشان می­دهد که در این دو مکتب فلسفی، هیچ­گاه حقیقت قوه واهمه به عنوان یکی از مبادی ثانویه ادراکات نفسانی مورد انکار قرار نگرفته، بلکه این قوه در حکمت سینوی، هویتی مستقل و متمایز داشته؛ اما در حکمت صدرایی استقلال وجودی ندارد و همان عقل منزَّل است که از مرتبه اصلی خودش سقوط کرده و به صور خیالی و حسی توجه یافته ­است. پس واهمه در انسان، هویت عقلانی داشته، و با عقل تباین و تغایر وجودی ندارد. بلکه قوه عاقله (عقل خالص) در ضمن وجود عقلی شدید در بالاترین مرتبه عالَم عقل، و واهمه (عقل منزّل) در ضمن وجود عقلی ضعیف در نازل‏ترین مرتبه آن قرار می­گیرد. به نظر می­رسد این نگرش متفاوت نسبت به هویت وجودی قوه واهمه انسان، از اختلاف در مسئله معیار در تمایز وجودی قوای ادراکی طولی و سایر موجودات خارجی، نشأت می­گیرد. زیرا ابن­سینا تمایز وجودی قوای ادراکی انسان را به عوارض شخصیه خارج از ذات دانسته و معتقد است آنها اصناف یک حقیقت و ماهیت‏اند که به دلیل اختلاف در محل و فعل ادراکی خاص از یکدیگر متمایز می­گردند؛ اما ملاصدرا با توجه به تجرد کلیه قوای ادراکی، تمایز آنها را به عوارض مادی ندانسته، بلکه بر پایه نگرشی برتر به مسئله اصالت وجود و دو نظریه تشکیک در وجود و اتحاد علم، عالم و معلوم معتقد است قوای ادراکی طولی به جهت اتحاد با وجودات برتر ماهیت، تشخّص می‏یابند و از یکدیگر متمایز می­گردند

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Standard for the Existential Differentiation between the Faculties of Understanding and its Effect upon the Existential Nature of the Human Faculty of Wahm According to Ibn Sina and Mulla Sadra

نویسندگان [English]

  • Hussein Pajoohandeh 1
  • Askari Soleimani Amiri 2
1 M.A. Student of Islamic Philosophy and Theology at the University of Baqir al-Ulum (a).
2 Assoicate professor and Faculty Member of Imam Khomeini Research and Education Institute.
چکیده [English]

An analysis of the philosophical teachings of Ibn Sina and Mulla Sadra show us that in these two philosophical schools of thought, the faculty of wahm was never rejected as a secondary source for the actions and conceptions of the soul. Rather, in the philosophy of Ibn Sina, this faculty was like the other faculties of knowledge of man, i.e. it was an independent faculty distinct from the others.
However, in the philosophy of Mulla Sadra, this faculty does not have an independent existence and it resembles a ‘fallen intellect’ that has descended from its original station and that has turned towards the imaginative and sensible forms. Therefore, the faculty of wahm is like the intellect in that it is intellectual in nature and has achieved a level of intellectual immateriality. So, there is no existential distinction between them.In this philosophical system, each one of the categories of the realm of existence has its own degree of existential intensity or weakness. The pure intellect falls at the highest degree of the realm of intellection and the faculty of wahm, i.e. the lower intellect, can be found at the lowest level of this realm. It seems that the various standards by means of which the existential multiplicity of the external beings has been applied to the problem of the existential distinctions of the faculties of knowledge that are situated in a vertical hierarchy with one another. This has led to different views regarding the nature of the existence of the faculty of wahm. This is because Ibn Sina understands the existential difference between the faculties of understanding of man to lie in the personal accidents that lie outside of the essence and quiddity [of these faculties]. He was of the belief that human beings are classes of one reality and quiddity that are different from one another in their locus and the specific actions of understanding. Mulla Sadra however, does not believe that their distinction lies in material accidents, since he believes in the immateriality of all of the faculties of understanding. Rather, based upon the theories of the principality of existence, gradation in existence and the unity of knowledge, the knower and the known he was of the belief that the faculties of understanding that form a vertical hierarchy with one another become individual and distinct from one another due to their unity with the higher beings of quiddity.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • faculties of the soul
  • wahm
  • distinction by means of gradation
  • distinction in quiddity
  • ontological distinction
  1. ابن ­سینا، حسین‌بن‌عبدالله(1375). الاشارات و التنبیهات. قم: نشر البلاغة.
  2. ـــــــــــــــــــــ (1404ق). الشفاء: طبیعیات (ج2). تحقیق سعید زاید. قم: مکتبة آیة‌الله العظمی المرعشی النجفی.
  3. بهمنیاربن‌مرزبان (1375). التحصیل. تحقیق و تعلیق مرتضی مطهری. چاپ دوم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  4. پژوهنده، حسین (1395). بررسی تطبیقی ابعاد هستی‌شناختی و معرفت شناختی قوه واهمه از منظر ابن­سینا و ملاصدرا. پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی. قم: دانشگاه باقرالعلوم7، دانشکده الهیات.
  5. حسن‌زاده آملى، حسن (1375). النفس من کتاب الشفاء. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مرکز انتشارات.
  6. سبزوارى، هادی‌بن‌مهدی (1369). شرح المنظومه (ج 2و4). تهران: نشر ناب.
  7. ــــــــــــــــــــــ (1360). التعلیقات على الشواهد الربوبیة. چاپ دوم. مشهد: المرکز الجامعی للنشر.
  8. صدرالدین شیرازی، محمدبن‌ابراهیم (1381). زاد المسافر. چاپ سوم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مرکز انتشارات.
  9. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1378). سه رسائل فلسفى. چاپ سوم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مرکز انتشارات.
  10. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1363). مفاتیح الغیب. تهران: مؤسسه تحقیقات فرهنگى.
  11. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1361). العرشیة. تهران: مولى.
  12. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1360). الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه. تصحیح و تعلیق سیدجلال‌الدین آشتیانی. چاپ دوم. مشهد: المرکز الجامعی للنشر.
  13. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1981م). الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة العقلیة (ج3،5،6،8،9). چاپ سوم. بیروت: دارالاحیاء التراث.
  14. ـــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی‌تا). الحاشیه على الهیات الشفاء. قم: بیدار.
  15. عبودیت، عبدالرسول (1391). درآمدی بر نظام حکمت صدرایی (ج1-3). تهران: سمت؛ قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
  16. ــــــــــــــــــ (1390). خطوط کلی حکمت متعالیه. چاپ دوم. تهران: سمت.
  17. فخر رازى، محمدبن‌عمر (1411ق). المباحث المشرقیة فی علم الالهیات و الطبیعیات(ج2). چاپ دوم. قم:  بیدار.
  18. قطب‌الدین رازى، محمدبن‌محمد (1375). المحاکمات بین شرحی الاشارات(ج2). قم: نشر البلاغة.
  19. کرد فیروزجایی، یارعلی (1393). حکمت مشاء. قم: حکمت اسلامی.
  20. مصباح یزدی، محمدتقی (1375). شرح جلد هشتم اسفار الاربعه(ج1). تحقیق و نگارش محمد سعیدی مهر. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.
  21. مطهری، مرتضی (1394). شرح منظومه. چاپ بیست و یکم. تهران: صدرا.
  22. ـــــــــــــــ (1366). شرح مبسوط منظومه (ج1). چاپ چهارم. تهران: حکمت.
  23. میرداماد، محمدباقربن‌محمد (1041ق). جذوات. چاپ سنگی. [بی‌جا: بی‌نا] .
  24. نصیرالدین طوسی، محمدبن‌محمد (1375). شرح الاشارات و التنبیهات. 3ج. قم: نشر البلاغة.