بازگشت علوم حصولی به حضوری و حل مسئله صدق

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار و عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

چکیده

با توجه به اینکه حقیقت هر علم عبارت است از حضور معلوم بالذات نزد عالم، باید گفت هر علمی در اصلِ حقیقت خود حضوری است و تمام علوم حصولی نیز به‏‌نحوی به علم حضوری برمی‌گردند. این امر با توجه به آموزة اتحاد عاقل به معقول مفهوم روشن‌تری می‌یابد و ازاین‏‌رو، باید به‏‌جایِ تعریف علم حصولی و حضوری به علم باواسطه و بی‌واسطه، آنها را بدین‏‌گونه تعریف کرد: علم حضوری علمی است که تنها مناط معلومیت خود برای عالم است، ولی علم حصولی، افزون بر آن مناط معلومیت، امر دیگری غیر از خود نیز برای عالم می‏‌باشد. بدین ترتیب، عالم وقتی با معلومی مواجه می‌شود، ابتدا به‏‌صورت مستقیم و بی‌واسطه از آن آگاه می‌گردد و سپس در درون خود حالتی آینه‌وار پیدا می‌کند که با آن علمی حصولی درباره معلوم به‏دست می‌آورد. حالت یادشده ناشی از حرکت جوهری و رشد اوست. با تکیه بر این سخن می‌توان مفاهیم اصلی و پایه‌ را به علم حضوری برگرداند و تصدیقات پایه‌ای همچون اصل امتناع اجتماع نقیضین نیز به همین شیوه از علم حضوری فراچنگ خواهد آمد و در نهایت به این شیوه، مسئله صدق که اساسی‌ترین مشکل معرفت‌شناسی است، حل می‏‌شود و راهی یقینی برای به‎‏دست آوردن معرفت حقیقی فراهم می‏‌آید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Reducing Knowledge by Acquisition to Presential Knowledge and Treatment of Question of Truth

نویسنده [English]

  • Muhammad Sarbakhshi
Assistant Professor and a faculty member of Imam Khomeini Education and Research Institute.
چکیده [English]

Given knowledge is in fact the presence of the known in itself before the knower, it must be said that every sort of knowledge is in fact presential and thus all branches of the knowledge by acquisition are reduced to knowledge by presence. This becomes further clear after considering the theory of union of the intellect with the intelligible. Thus instead of defining acquired and presential knowledge as knowledge with or without intermediary, we can define knowledge by presence as knowledge that forms the sole criterion for its being known by its knower and knowledge by acquisition as knowledge that in addition to having been the criterion of being known by its knower constitutes something else for its knower. Thus when a knower encounters an object, he learns about it in the beginning without any intermediary and then finds in himself a state similar to that of a mirror through which he acquires knowledge by acquisition. The said state is the result of the knower’s undergoing a substantial movement and his attaining perfection. Given this account, one can reduce basic concepts to knowledge by presence. Primary assents such as the principle of non-contradiction can also be obtained from knowledge by presence. Thus we can, in this way, solve the problem of truth which is the most basic problem in epistemology and find a sure way for gaining true knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • knowledge
  • Presential Knowledge
  • knowledge by acquisition
  • union of the intellect with the intelligible
  • Truth
  • epistemic value