معناشناسی «ذاتی» در حسن و قبح ذاتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار و عضو هیئت علمی جامعه الزهرا(س)

چکیده

این مقاله به بیان دیدگاه‌ها درباره معنای «ذاتی» در حسن و قبح ذاتی و رابطه این معانی با یکدیگر می‌پردازد. بنا بر یک قول، این ذاتی «شبیه ذاتی باب ایساغوجی»است؛ البته اگر بپذیریم در جایی که محمولْ ذاتیِ موضوع است، لازم نیست موضوع از ماهیات و دارای جنس و فصل باشد، بلکه می‌تواند از مفاهیم غیرماهوی و دارای محمولی به‌منزله جنس و فصل هم باشد. اگر حسن و قبحْ عرضیِ ذاتی و از لوازم ذات موضوع باشد، «ذاتی باب برهان» خواهد بود. زمانی «شبیه ذاتی باب برهان» است که ذاتی را مناسب حوزه اعتبار بدانیم نه قلمرو تکوین. «حمل ذاتی اوّلی» است اگر حسن و قبح با موضوعش اتحاد مفهومی داشته باشد. ذاتی به معنای «عقلی» یعنی عقل به‌طور بدیهی حسن و قبح را درک می‌کند. ذاتی به معنای «واقعی» یعنی حسن و قبح مبتنی بر مصلحت و مفسده واقعی است. ذاتی به معنای «علّی» یعنی اینکه موضوع علت تامه برای حکم حَسن و قبیح است. ذاتی به معنای «استقلالی» همان عدم وابستگی حسن و قبح برخی افعال به افعال دیگر است. ذاتی به معانی شبه باب ایساغوجی، عقلی، واقعی، علّی، استقلالی و حمل ذاتی با هم سازگار و قابل جمع‌اند. هر یک از دو معنای ذاتی باب برهان و شبه آن با معانی عقلی، واقعی، علّی و استقلالی سازگار است. اگرچه خود این دو معنا با هم و نیز هر کدام با حمل ذاتی جمع نمی‌شوند. به نظر می‌رسد ذاتی باب برهان درست باشد که در‌این‌صورت، حملْ شایع صناعی خواهد بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Semantics of 'essential' in essentially good and bad

نویسنده [English]

  • Majid Abu al-Qasimzadeh
Assistant Professor and Faculty member of Al-Zahra university
چکیده [English]

This article deals with theories concerning the meanings of 'essential' in essentially good and bad and their relations with each other. Based on one theory, essential here means the same as that in isagogics, provided we accept that it is not necessary for a subject whose predicate is an essential part of it, to be an essence with genus and differentia. It can instead be a non-essence concept with a predicate tantamount to genus and differentia. If good and bad are among the essential properties of a subject then the 'essential' will denote the essential used in isagogics. 'Essential' will mean the essential of isagogics only when 'essential' is regarded as something 'considered' not as something ontological.  A predication will be deemed as 'primarily essential' when good and bad are conceptually the same as their subjects. When essential means rational it implies that it is reason that understands the good and bad and when essential is used in the sense of real, it implies that good and bad are based on real expediency. Essential, however, when used as 'independent' it indicates that the good and bad of certain acts do not depend on the good and bad of other acts. Essential in the sense similar to what used in isagogics is reconcilable with rational, real, causal, independent and predicatively essential. The two meanings of essential in isagogics and essential similar in meaning to essential in isagogics are reconcilable with essential in the sense of rational, real, causal and independent, though these two meanings of essential cannot be reconciled with each other just anyone of them cannot be reconciled with the essential predication. If essential means the essential in isagogics then the predication will be a common one.

کلیدواژه‌ها [English]

  • quasi isagogic essential