بررسی مسئله «ظهور حقایق و بطلان شرایع» در عرفان اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

چکیده

در بین سخنان اهل معرفت یا اشعار شاعران عارف، گاه ابیات و عباراتی به چشم می‌خورد که اگر معنای آنها شرح و توضیح داده نشود و مقصود گوینده کلام به ‏خوبی تبیین نگردد، به‏ صورت آموزه‌ای مخالف با دستورات شرع مقدس جلوه‌گر می‌شود. از جمله این عبارات که موجب گردیده برخی از علمای دین، عارفان راستین را به اباحه‌گری و شریعت‏گریزی متهم سازند، جمله معروف و مشهور « إذا ظهرت الحقایق بطلت الشرایع» است. مدعای این مقاله این است که این عبارت و عبارت‌هایی از این دست، هرگز به معنای رفع تکلیف در این دنیا نیست، بلکه مقصود از این عبارت، همان معنایی است که از برخی آیات و روایات استفاده می‌شود؛ یعنی تا وقتی مرگ فرا نرسیده و هنوز حجاب دنیا از جلو دیدگان برطرف نگشته و پرده‌ها کنار نرفته، شرایع اعتبار دارند و انسان می‌تواند بر اساس آنها در طریقت قدم نهاده و بدین‌گونه مقدمات قرب و وصول خویش را به حقیقت فراهم آورد؛ لیکن وقتی مرگ او فرا برسد و حجاب‌ها و پرده‌ها از جلو چشمانش کنار روند، شرایع برای او اعتباری ندارد و دیگر نمی‌تواند کاری انجام دهد، بلکه او می‌ماند و اعمالی که انجام داده است. نگارنده در این مقاله با استناد به سخنان اهل معرفت و تحلیل و تبیین آنها درصدد اثبات این مدعا برآمده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

An Assessment of "revelation of truths and abrogation of religious laws" in Islamic Mysticism

نویسنده [English]

  • Hassan Ramezani
Assistant Professor and Faculty member of Islamic Sciences and Culture Academy
چکیده [English]

There are phrases and poems among the words and poems of mystics, which if not explained properly, tend to be against religious commandments. Among such words that have caused religious scholars to accuse true mystics of remissness and carelessness, is the famous sentence according to which when truths are revealed religious laws are abrogated. According to this article, such phrases never deny the existence of obligations in this world. Instead they mean the same thing as some verses and traditions mean, that is one needs to act in accordance with religious laws and thus attain proximity to truth, as long as one has not died. However when one dies and there is no longer any curtain that prevents one from seeing the truths, [one can no longer act in accordance with religious laws for] such laws are no longer valid for him. He remains with whatever he has done. Relying on the words of mystics and analyzing them, the author intends to prove the afore-mentioned theory.

کلیدواژه‌ها [English]

  • religious laws
  • mysticism
  • Truth
  • longitudinal relation
  • remissness
  • lifting obligations

          قرآن کریم.

   2.       آملی، حیدر‌بن‌علی (1368). جامع الاسرار و منبع الانوار. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی؛ انجمن ایران‌شناسی فرانسه.

   3.       ـــــــــــــــــ (1383). انوار الحقیقة و اطوار الطریقة و اسرار الشریعة. به کوشش محسن موسوی تبریزی. قم: انتشارات نور علی نور.

  4.    ــــــــــــــــ (1385). تفسیر المحیط الاعظم و بحر الخضم فی تاویل کتاب الله العزیز المحکم. به کوشش محسن موسوی تبریزی. قم: انتشارات نور علی نور.

   5.       ابن‌عربی، محمد‌بن‌علی (بی‌تا). الفتوحات المکیة. بیروت: دارالصادر.

   6.       انصاری، عبدالله‌بن‌محمد (1377). مجموعه رسائل فارسى خواجه عبدالله انصارى‏. به تصحیح محمدسرور مولایی. تهران:توس.

   7.       خمینی، روح‌الله (1383). سر الصلاة. تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی6، چاپ نهم.

   8.       سبزواری، هادی‌بن‌مهدی (1385). شرح الاسماء و شرح دعای جوشن الکبیر. تصحیح نجفقلی حبیبی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

  9.    سلطانعلیشاه، سلطان محمد بن حیدر (1372). ترجمه تفسیر شریف بیان السعادة فی مقام العبادة. ترجمه محمد رضاخانی و حشمت‌الله ریاضی. تهران: مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور.

  10.     سیوطی، عبدالرحمن‌بن‌ابی‌بکر (1420ق). تفسیر الدر المنثور فی التفسیر الماثور. بیروت: دارالفکر.

  11.     شهیدی، سید جعفر (1373). شرح مثنوی. تهران: انتشارات علمى وفرهنگى‏.

  12.     طباطبایی، محمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم.

 13.   فرغانی، سعیدبن‌محمد (1428ق). منتهى المدارک فی شرح تائیهٔ ابن‌فارض‏. تصحیح عاصم ابراهیم الکیالی الحسینی الشاذلی الدرقاوی. بیروت: دارالکتب العلمیة.

  14.     قشیری، عبدالکریم‌بن‌هوازن (1374). الرسالة القشیریة. تحقیق و تصحیح عبدالحلیم محمود و محمود بن‌ الشریف. قم: بیدار.

  15.     کاشانی، عبدالرزاق‌بن‌احمد (1426ق). اصطلاحات الصوفیة. تصحیح عاصم ابراهیم الکیالی الحسینی الشاذلی الدرقاوی. بیروت: دارالکتب العلمیة.

  16.     کلاباذی، ابوبکربن‌محمد (1413ق). التعرف لمذهب اهل التصوف. تصحیح وتحقیق احمد شمس‌الدین. بیروت: دارالکتب العلمیة.

  17.     کلینی، محمدبن‌یعقوب (1365). اصول کافی. تهران: دارالکتب الاسلامیة، چاپ چهارم.

  18.     لاهیجی، محمدبن‌یحیی (1381). مفاتیح الإعجاز فی شرح گلشن راز. تهران: نشر علم.

  19.     مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی (1366). بحار الانوار. تهران: مکتبة الاسلامیة، چاپ سوم.

  20.     معصوم علیشاه، محمدمعصوم بن زین‌العابدین (1382). طرائق الحقائق. به کوشش محمد جعفرمحبوب. تهران: سنایی.

  21.     مولوی، جلال‌الدین محمدبن‌محمد (1375). مثنوی معنوی. تهران: پژوهش.

  22.     نوری، حسین‌بن‌محمدتقی (1988م). مستدرک الوسائل. بیروت: مؤسسة آل‌البیت لاحیاء التراث، چاپ دوم.

  23.     ورام، مسعودبن‌عیسی (1368). تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورام. تهران: دارالکتب الاسلامیة.