فلسفه مضاف پیشین؛ بستر معرفتی تحول در علوم انسانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار و عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

چکیده

عنوان «فلسفه» در خلال تاریخ فلسفه غرب و فلسفه اسلامی، معانی و کاربردهای گوناگونی داشته است. این اصطلاح ـ که در اصل لغتی یونانی به ‌معنای دوست‌داری دانش بوده ـ در ابتدا به‌ معنای همه علوم بشری به‌کار می‌رفته است و در نوپدیدترین معنای آن، «روش عقلی در تحقیق» از آن قصد می‌شود. معنای اخیر، زمینه پیدایش اصطلاح «فلسفه مضاف» در اندیشه اسلامی شده است و برخی اندیشمندان معاصر با نظر به پاره‌ای مسائل مطرح در مغرب زمین، این اصطلاح را ابداع کرده و سپس، نظر به اینکه موضوعات متعددی را می‌توان به روش عقلی بررسی کرد، آن را به «فلسفه‌های مضاف به علوم» و «فلسفه‌های مضاف به امور» تقسیم کرده‌اند.
به اعتقاد نگارنده، اصطلاح فلسفه مضاف نه‌تنها در اندیشه غربی معادلی ندارد، بلکه کاربست گسترده آن غیر منطقی و زیان‌بار است. هیچ الزام منطقی یا فایده علم‌شناختی بر این مسأله مترتب نیست که ما با ابداع این اصطلاح بر هر آنچه موضوع پژوهش عقلی است، مهر فلسفه مضاف بنهیم. افزون بر اینکه در این فرض، دیگر فلسفه مطلقی نخواهیم داشت. آنچه برای سنت فکری ما سودمند است، فلسفه‌های مضاف به علوم است که مهم‌ترین بخش آنها بررسی بنیادهای فلسفی علوم انسانی است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Priori Philosophy of Meta-discipline as a Cognitive Ground for the Development in Humanities

نویسنده [English]

  • Mahdi Abdullahi
An assistant professor and faculty member at The Research Institute of Philosophy and Theosophy of Iran.
چکیده [English]

In their chronology of Western and Islamic philosophy, the term “philosophy” has passed through many different meanings and applications. In its Greek arch which means the lover of knowledge, this term used to carry all human disciplines of knowledge, but in its newfangled meaning it bears “the rational method of research” alone. The latter meaning prepared the ground for falsafah muzaf (philosophy of meta-discipline) in the Islamic thought. Looking into the ongoing issues of the West and viewing the fact that many issues can be studied rationally, some contemporary Muslim intellectuals came to classify the term into: “philosophy of meta-discipline of sciences” and “philosophy of meta-discipline of matters”.  
The author is of the view that the term falsafah muzaf not only lacks an equivalent in the West, but also its scope of application is illogical and destructive. There is no logical urge or scientific use for this term to be coined and introduced for rational research. Moreover, there would be no room for pure philosophy. What matters for our traditional thought is philosophy of meta-discipline of sciences the main part of which deals with the philosophical foundations of humanities.

کلیدواژه‌ها [English]

  • falsafah muzaf
  • method of research
  • humanities
  • Metaphysics
  1. ابن­ سینا، حسین‌بن‌عبدالله (1405ق الف). الشفاء (الإلهیات). تصدیر و مراجعه ابراهیم مدکور. به تحقیق سعید زاید. قم: منشورات مکتبة آیة الله المرعشی النجفی.
  2. ـــــــــــــــ (1405ق/ب). الشفاء (البرهان). تصدیر و مراجعه ابراهیم مدکور. به تحقیق سعید زاید. قم: منشورات مکتبة آیة الله المرعشی النجفی.
  3. باربور، ایان (1392). دین و علم. ترجمه پیروز فطورچی. تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
  4. خسروپناه، عبدالحسین (1389/الف). فلسفه فلسفه اسلامی. تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
  5. رشاد، علی‌اکبر (1389) «فلسفه مضاف» در فلسفه‌های مضاف (ج1). تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
  6.  شاله، فلیسین (1378). فلسفه علمی یا شناخت روش علوم. ترجمه یحیی مهدوی.چاپ پنجم. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
  7. کرایب، یان و تدبنتون (1386). فلسفه علوم اجتماعی: «بنیادهای فلسفی تفکر اجتماعی». ترجمه شهناز مسمی‌پرست و محمود متحد. چاپ دوم. تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.
  8. طوسی، خواجه نصیرالدین (1376). أساس الإقتباس. به تصحیح مدرس رضوی. پنجم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  9. علامه حلی (1363). الجوهر النضید. قم: انتشارات بیدار.
  10. مصباح یزدی، محمدتقی (1386). آموزش فلسفه. (ج1). چاپ هفتم. تهران: شرکت چاپ و نشر بین‌الملل.
  11. وینچ، پیتر (1386). ایده علم اجتماعی و پیوند آن با فلسفه. ترجمه: زیر نظر سمت. دوم. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)
  1. Audi, Robert (2006). “Philosophy”. in The Encyclopedia of Philosophy. 2nd ed.. Donald M. Borchert (ed.). New York: Macmillan Publishing. Vol.7. p.325-337.
  2. Ayer, Alfred Jules (1952). Language. Truth and Logic. New York: Dover Publications. Inc.
  3. Carnap, Rudolf (2001). The Logical Syntax of Language. Amethe Smeaton (trs.). London: Routledge.
  4. Carnap, Rudolf. (1935). Philosophy and Logical Syntax. Cambridge: Kegan Paul. Trench. Trubner & Co. Ltd.
  5. Lock, John (1999).An Essay Concerning Human Understanding. The Pennsylvania State University.
  6. Searle, John R. (2003). “Contemporary Philosophy in the United States”. in Nicholas Bunnin and E. P. Tsui-James (eds.). The Blackwell Companion to Philosophy. Malden: Blackwell Publishers Ltd. pp.1-22.
  7. Trigg, Roger (1999). Ideas of Human Nature: An Historical Introduction. Malden: Blackwell Publishers Ltd.
  8. The Oxford English Dictionary. v.xi. p.688.
  9. Winch, Peter (1990). The Idea of a Social Science and its Relation to Philosophy. London: Routledge & Kegan Paul.